تبلیغات
ر هـــــا یــی

ر هـــــا یــی
قالب وبلاگ

فصل چهارم در کیفیت ارتباط معرفت الهی بمعرفت[1]  نفس[2]

 بدان[3] که هیچ معرفت بعد از معرفت الهی شریفتر و نافعتر ار معرفت انسانی نیست،[4] علی الخصوص[5] که معرفت الهی مربوط و مشروط است بدا ن چنانک  در حدیث صحیح است  من عرف نفسه فقد عرف ربه [6] و لفظ نفس در این خبر[7] اگر بر معنی ذات و حقیقت حمل افتد،[8] مراد آن آن بود ، و الله اعلم،[9] که هر که[10] ذات و حقیقت خود را بصفت فوقیت[11] و احاطت[12] بر جمیع اجزاء وجود خود بشناسد و همه جنود ملکی و شیطانی[13] و حقایق جسمانی و روحانی را تحت احاطت ذات خود در عالم صغیر[14] مشاهده کند، ذات مطلق را با جمیع اجزاء وجود موجودات روحانی و جسمانی و ملکی و شیطانی و جنی و انسی همان نسبت تصور کند در عالم کبیر،[15] همچنانک[16] روح جزوی و قلب جزوی و نفس جزوی و عقل جزوی[17] را در تحت احاطت ذات خود مندرج بیند،[18] روح اعظم و قلب اعظم که عرش اعظم است،[19] ونفس کلی و عقل کلی[20] را در تحت احاطت ذات واحد محاط و محوی بیند.[21]  و هیچ ذاتی از ذوات کاینات موصوف بدین صفت نیست الّا ذات انسان.[22] پس معرفت او دلیل معرفت الهی باشد و اگر بر نفس ناطقه حمل افتد فحوی[23] حدیث آن بود والله اعلم، که هر که نفس خود را بصفت عبودیت بشناسد ، پروردگار خود را بصفت ربوبیت بشناسد[24]. بدان وجه که نفس پیوسته بباطل دعوی الهیت[25] کند و صفات ربوینت را که بذات الهی مخصوص اندو هیچ موجود را


[1]  -  معرفت: شناخت، دانش، علم، شناسایی خدامعرفت در فلسفه به چند معناست که هر کدام از این معانی، محدوده ای را در بر دارد.1. درک مطلق هم از تصور و هم تصدیق. 20 درک از تصویر تنها. 3. ادراک جزئی.4. ادراک جزیی از جنبه ی استدلالی.5. ادراک دوم از چیزی، پس از فراموشی آن. 6. ادراک بعد از جهل با سابقه ی عدم اطلاع. بنابراین موارد، معرفت یا حسّی است یا عقلی و ابن عربی مثل صوفیان معرفت را نوعی از ذوق  بدون دختالت عقل می داند. بلکه این درک، شهودی و قلبی است. فنای من ِ عبد که درپی صفات بشری و جسمی تحقق می یابد.(سعیدی،1387، 934)

معرفت از دیدگاه سلمی در طبقات الصوفیه،ص431، شش وجه دارد؛ وحدانیّت، تعظیم، منّت، قدرت، ازل، اسرار.(به نقل از سجادی، 1370، 730)

[2]  -  نفس: جوهر مجرّد که تنها در فعل به مادّه نیاز دارد ذاتاً نیاز ندارد. .(به نقل از سجادی، 1370، 763) جنابذی در معنی نفس می گوید:«حقیقت نفس به واسطه ی علم، ادراک نشود و به وجدان، شناخته نگردد.حقیقت نفس عبارت از وجود مطلق است که به واسطه ی نقایص نفس، محجوب گشته است.(شرح کلمات باباطاهر763) به نقل از (سجادی،1370، 77)»

[3] - خطاب بدان، سالک عابد است که طی طریق را پذیرفته و می خواهد در راه سلوک گام بردارد.

[4]  -  نافع تر: سودمندتر، معرفت انسانی را سودمندترین معرفت دانسته است به سبب شرافت مقام انسان.

[5]  -  علی الخصوص: ترکیب عربی، قید.

[6]  -  کسی که خود را بشناسد، همانا پروردگار خویش را نیز شناخته است. این جمله می تواند به کنایه ای لطیف، زیبایی و شگفت انگیزی و برتری آفرینش آدمی را در نظر داشته باشد. زیرا آنقدر شناخت خودِ آدمی حیرت زا و شورانگیز است که یقیناً درپی شناخت خود،  شناخت خدا نیز به اعجاب و حیرت، حاصل است. همانطور که خداوند پس از خلقت آدم به خود آفرین گفت!«فتبارک الله احسن الخالقین) (قرآن 23/14)

[7]  - سخنی که از رسول (ص ) و ائمه نقل کنند. ج . احادیث . (فم)

[8]  -  ذات و حقیقت: ذات: عارفان مقصود از ذات را خود خداوند تبیین کرده اند. زیرا مرتبه ی احدیّت، ذاتی است. (سجادی،1370، 401)

[9]  - والله اعلم: این ترکیب و عبارت عربی گاهی که نگارنده یا گوینده ی سخن ایده ی خود را با تردید اعلام کند و یقین  را به عهده ی خواننده یا شنونده ی مطلب واگذار می کند، به کار می رود.

[10] - که هر که: دو حرف «که». که اول: حرف ربط، که دوم:ضمیر

[11]  -  فوقیّت: برتری

[12]  -  احاطت: تسلّط، احاطه.

[13]  -  جنود ملکی و شیطانی: جنود جمع مکسّر جُند. ملکی: منسوب به ملک، فرشته گونگی. شیطانی: منسوب به شیطان یعنی نیروهای شیطانی.

[14] - عالم صغیر یعنی همین دنیای مادّه. عالم صغیر: ترکیب وصفی . مراد انسان است که جهانی کوچک است و مقابل آن جهان بزرگ است. (غیاث اللغات ) (آنندراج). مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آورده است: «در تفسیر عالم کبیر و صغیر اختلاف است ، بعضی گویند عالم کبیر عالم فوق آسمانها است و عالم صغیر زیر آسمانها است و بعضی گویند عالم کبیر ملکوت سماوات است و عالم صغیر ملکوت زمین است و بعضی گویند عالم کبیر قلب و عالم صغیر نفس است و جمهور فلاسفه گویند عالم کبیر جهان وجود از آسمانها و زمین و مافیها است . و عالم صغیر انسان است چرا که هر چه در جهان امر است همان در عالم خلق است و هرچه در مجموع عالم خلق و امر است همان در ذات انسان است که عالم صغیرش خوانند زیرا که قالبش از عالم خلق است و روحش از عالم امر.» (از کشاف اصطلاحات الفنون به نقل از دهخدا)  ملّا صدرا نیز معتقد است:«جهان بزرگ عالم کبیر است و مضاهی عالم صغیر است که انسان باشد و همانطور که اعضای انسان همه با یکدیگر بستگی دارند و مانند یک موجودند و موجودات جهان وجود بواسطه ٔارتباطی که دارند مانند یک موجودند و اعضاء و جوارح و حواس ظاهره را معادلی است در عالم شهادت و عالم غیب معادل با مشاعر و قوای باطنه ٔ انسان است . از عالم صغیر که انسان باشد به مملکت آدمیت و انسانیت و دارالخلافة ربانی تعبیر شده است . (از رسائل ملاصدرا ص 290،292،294) و اسفار ج 3 صص 126و127.)

[15]  -  عالم کبیر: ترکیب وصفی. مراد جهان وجود است . روزگار و دهر و همه ٔ جهان . (ناظم الاطباء) به نقل از دهخدا)

[16]  -  همچنانک: همچنان که

[17]  -  روح و قلب و نفس و عقل جزوی: روح و قلب و نفس و عقل ِ مادی شده، زمینی، مربوط به انسان. یعنی همین روح و قلب و نفس و عقل آدمی، پرتو ناچیزی از اصل و کلّ ِ آنها در عالم ِ عالی است.

[18]  -  مندرج بیند: تبث شده بداند.

[19]  - روح اعظم و قلب اعظم که عرش اعظم: اصلِ روح و عقل و قلب، که عرش اعظم است.

[20]  -  ونفس کلی و عقل کلی: نفس و عقلِ اصل و الهی.

[21]  -  محاط و محوی:مسلط و احتوا یافته

[22]  -  هیچ ذاتی از ذوات کاینات موصوف بدین صفت نیست الّا ذات انسان: بجز انسان، هیچ موجودی دارای ذات مخصوص خداوندی نیست.

[23]  - پس معرفت او دلیل معرفت الهی باشد و اگر بر نفس ناطقه حمل افتد:  بنابر این، شناختی که انسان از خود حاصل می کند دلیلی بر شناخت خداوند می تواند باشد.

[24]  -  بصفت عبودیت بشناسد ، پروردگار خود را بصفت ربوبیت: هرکس بداند که صفت حقیقی ِ او بندگی خداست، پس صفت ربوبیت خداوند را هم می شناسد. و به آن یقین دارد.

[25]  - بدان وجه که نفس پیوسته بباطل دعوی الهیت:  به آن دلیل که نفس همواره درپی آنست که ادعای خدایی و برتری کند. می تواند تلمیحی به آیه ی قرآنی، «انّ الانسان لیطغی ان رآه استغنی»  باشد.




طبقه بندی: نوشته های خودم، آموزشی، متون منثور ادب فارسی،
[ سه شنبه 13 خرداد 1393 ] [ 09:42 ] [ س ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



فیروزه سعادت یار
دانشجوی دکتری
زبان و ادبیات فارسی
مدرّس




ساده تر از خاکم و بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.

دل خوش کرده ام به جهان سکوتی

که میتوان سخن گفت اما

صدایی، صدای هراسناکی! نشنید!

مخاطب سخن های دوستدارانه ام،

گاهی خدا،

گاه برگزیدگان پاک

گاه فرزندان

و گاهی

خود ِ خویشتن ِ خودم.





نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : یک نفر
كل مطالب : عدد