تبلیغات
ر هـــــا یــی

ر هـــــا یــی
قالب وبلاگ

حکایت چهارم:

آن شنیـدی که با سکندر راد[1]            گفت در پیش مـردمان استـاد

کـای شده فتنه بر جهانگیری[2]             غافل از روز مـرگ وز پیـری

بـاز عمـر تو چون کند پـرواز       نبـود بـا هیـچ کـس دمسـاز[3]

هرکسی گوشـه‌ای دگـر گیـرد       ورچه شـاهی به بنده نپـذیـرد[4]

در جهـان بهـتر از کـم آزاری        هیچ کـاری تـو تـا نپنـداری[5]

عمر کرکس[6] از آن بُوَد بسیـار       کـه  نبینـد کســی  از او  آزار

تـا از او ،  جـانـور  نیـازارد          جـز به مـردار سـر فـرو نـارد[7]

باز[8] اگر کبک[9] را نکشتی زار[10]      سال عمرش فزون شدی ز هزار[11]

زانکه از کرکس او ضعیف‌ترست     طعمه و جای او لطیف‌تـرسـت[12]

هـرکه خـون ریختن کند آغاز        زود میرد به سان باشه[13] و بـاز

چون نمودم در این سخن برهان[14]     سخن آغـاز کـردم از نسیـان[15]



[1]  -  اسکندر راد: همان اسکندر پادشاه است که در توضیح52 بیت اول: آورده شد.

[2]  -  فتنه بر جهانگیری شدن: یعنی گرفتار جنگ طلبی شدن و به نا آرامی دامن زدن است.

[3]  -  دمساز: همراه، یار ، انیس و مونس.

[4]  -  اگرچه تو شاه هستی اما فقط به عنوان بنده می شناسد و هیچ مقامی را برای بنده نمی پذیرد.

[5]  -  تا : در این جا تا تحذیر است. برحذر داشتن از پندار

[6]  -  کرکس: از پرندگان شکاری، مرغ مردار خوار و به عربی به آن نسر می گویند.(فرهنگ های ناظم الاطبّاء و برهان)

[7]  -  لطیف بودن طعمه و جای کرکس(در ادبیات امروز، بر عکس بیان سنایی، کرکس پرنده ای لاشخور و خونخوار مطرح می شود و باز و شاهین و باشه وضعیت موقرانه تری از کرکس دارند. در فرهنگ تلمیحات، بیتی از مثنوی یاد شده که بیانگر بدی کرکس است که نماد انسانهای فرومایه و پست واقع شده است:

خیز ای نمرود و پر جوی از کسان      نردبانی نایدت زین کرکسان(شمیسا،تلمیحات466)

[8]  -  باز: پرنده ای شکاری و توانا و تربیت پذیر. پرنده ای شکاری که بر ساعد سلطان می نشسته است. و دارای حرمت و منزلتی در دربار آن زمان بوده است.

[9]  -  کبک: پرنده ای خوش خوان،دمش کوتاه سرش کوچک و بدون کاکل است.(فم)

[10]  -  نکشتی زار؛ زار قید است.

[11]  -  فزون شدن از هزار، کنایه از زندگی طولانی داشتن.

[12]  -  باز از کرکس ناتوان تر به نظر می رسد.

[13]  -  باشه: نوعی باز است. پرنده ای شکاری. هر کس در پی خون ریختن باشد، عمرش کوتاه می گردد. می تواندد تلمیحی به برخی احادیث باشد که ظلم و ستم عمر را کوتاه می کند. امام علی (علیه ‏السلام) فرمودند: مَنْ جارَ قَصُرَ عُمْرُهُ ؛ هر کس ظلم کند، عمرش کوتاه می ‏شود. (عیون الحکم والمواعظ ، ص 429، ح 7334) ملک الشعرای بهار می گوید: جور و بیداد کند عمر جوانان کوتان    ای جوانان وطن بهر خدا ، داد کنید

[14]  -  برهان: منطق، دلیل. خوارزمی(قرن چهارم) در کتاب مفتاح العلوم در باب دوم: «منطق» از برهان با نام یونانی افودقطیقی، نام برده که معنی آن ایضاح یا برهان است.(ص144)

[15]  -  نسیان: فراموشی




طبقه بندی: آموزشی، اشعار شاعران،
[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 14:45 ] [ س ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



فیروزه سعادت یار
دانشجوی دکتری
زبان و ادبیات فارسی
مدرّس




ساده تر از خاکم و بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.

دل خوش کرده ام به جهان سکوتی

که میتوان سخن گفت اما

صدایی، صدای هراسناکی! نشنید!

مخاطب سخن های دوستدارانه ام،

گاهی خدا،

گاه برگزیدگان پاک

گاه فرزندان

و گاهی

خود ِ خویشتن ِ خودم.





نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : یک نفر
كل مطالب : عدد