تبلیغات
ر هـــــا یــی

ر هـــــا یــی
قالب وبلاگ

 حکایت دوم :

آن سلیمان[32] که در جهان قـدر[33]        بـود سلطانِ وقت[34] و پیغمبـر

برنشستـه بُـد[35] او به بـادِ صبـا[36]      سوی مشرق شد او ز جابلسا[37]

دیـد در راه ، نـاگـه آب‌خـوری       کِشتـزاری و پیـر بـرزگـری[38]

کشت می‌کـرد و نرم می‌تنـدیـد[39]     گاه بگریست و گاه می‌خندیـد[40]

شد[41] سلیمان بدو[42] سلامش کرد       پیـر کان دیـد احترامش کـرد

گفت هی[43] کیستی که دل شـادی        بـرنشستـه بـه  مـرکبِ بـادی[44]

گفـت ای پیــر، مـن سلیمـانم        هـر دو هستـم نبیّ و سلطانـم[45]

زیر امـرِ مـن اسـت ملک زمین         پـری و دیـو بـر یسـار و یمین[46]

مُلکم ای پیر، مـرز بی‌لافست[47]           شرق تا شرق و قاف تا قافست[48]

پـادشاهم به روم و چین و یمن           بـاد را بیـن شـده مسخّـر من[49]

گفت این گرچه سخت بنیادست          نـه نهادش ، نهاده بـر بادست؟[50]

هرچه بـد  بود،  به بـاد شود             جـان چگونه به باد شاد شود[51]

[1]  -  پیامبر دوره های اولیه ی زندگی انسان.نامی عبری به معنی پر از سلامتی  نماد خردمندی شکوه و توانایی. (فرهنگ نام ها)سلیمان پسر داوود از بت شبع. برادر ایشالوم. همسر جرّاده. شاه عبرانیان قدیم. درباره ی سلیمان در کتابهای تفسیر، ازجمله تفسیر سورآبادی و طبری مطالبی نگاشته شده است. همچنین در مثنوی مولوی و برخی از آثار شعر و نثر شاعران و نویسندگان. نوشته شده است که؛ جانشین حضرت داوود بود و از حدود سال972 قبل از میلاد تا هنگام مرگش در53 سالگی فرمانروایی کرد. یكی از پیامبران بزرگی كه هم دارای مقام نبوّت بود و هم دارای حكومت بینظیر و بسیار وسیع، حضرت سلیمان بن داوود ـ علیه السلام ـ است كه نام مباركش هفده بار در قرآن آمده است. او با یازده واسطه به حضرت یعقوب ـ علیه السلام ـ میرسد و از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل میباشد.سلیمان ـ علیه السلام ـ حكومت وسیعی به دست آورد كه در آن جنّ و انس و پرندگان و چرندگان و باد، همه تحت فرمان او بودند، و بر سراسر زمین فرمانروایی مینمود.خداوند در تمجید او میفرماید:«وَ وَهَبْنا لِداوود سُلَیمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ. ؛سوره ص، 30. ما سلیمان را به داوود ـ علیه السلام ـ بخشیدیم، چه بنده خوبی! زیرا همواره با خدا ارتباط داشت و به سوی خدا بازگشت میكرد و به یاد او بود.»امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «چهار نفر بر سراسر زمین فرمانروایی كردند كه دو نفر از مؤمنان بودند و دو نفر از كافران. مؤمنان عبارت بودند از سلیمان و ذو القرنین ـ علیهما السلام ـ و كافران عبارت بودند از بخت النصر و نمرود سفینه البحار، ج 1، ص 60 (واژه بخت)..قرآن در آیه 12 و13 سوره سبأ، گوشهای از عظمت و امكانات وسیع سلیمان را بازگو كرده است. سلیمان در توجّه به مستضعفان به گونهای بود كه وقتی صبح میشد از اشراف و رجال ثروتمند روی بر میگرداند و نزد مستمندان و تهیدستان میآمد و با آنها مینشست و میفرمود: «مِسكینٌ مَعَ المَساكین؛ مستمندی همراه مستمندان است.» (بحار، ج 14، ص 83).رسولی محلاتی هم در  قصص قران یاتاریخ انبیا جلد دوم ص 233 تا حدودی همین مطالب را ذکر کرده و از انقیاد و اطاعت اجنه و دیوها از او یادکرده است.

[1]  -  قدر: قدرت و توانگری

[1]  -  پادشاه زمانه

[1]  -  بُد مخفف بود کاربرد بر مبنای دستور تاریخی.

[1] -  باد سحرگاهی، این باد به ناراست گویی معروف است چون بعد از وزیدنش هنوز جهان روشن نگشته است. و باد صبحگاهی طلوع خورشید را خبر می دهد.

[1]  -  جابلسا: مکانی در مغرب زمین. جابلسا یا جابرسا یا جابلص شهری تمثیلی و افسانه ای در جانب یا در سرحدّ مغرب و به قولی کناره ی کوه قاف.(فرهنگ ادبیات فارسی)    معنی دو  بیت :  حضرت سلیمان که در جهان قدرتمندی و حکومت، پادشاه زمانه و پیامبر خدا بود،..موقوف المعانی با بیت بعد.

[1]  -  برزگر: کشاورز معنی بیت : ناگهان در راه، جویبار و چشمه ای  و مزرعه و پیرمرد کشاورزی را دید

[1]  -  تندیدن: تند شدن، خشم گرفتن.(فرهنگ دهخدا و برهان و معین)     نرم: قید است..

[1]  -  معنی بیت : به کشاورزی مشغول بود و آرام.... گاهی( به یاد مشکلات و غصه هایش) گریه می کرد و گاهی( برای شادی و نعمتش) می خندید

[1]  -  شد: شد در گذشته به معنای رفتن بوده است و امروزه تفاوت معنایی یافته است.

[1]  -  بدو: مخفف به او

[1] - هی : از شبه جمله هاست و نوع آن اصوات است. به تنهایی یک جمله به حساب می آید.

[1]  -  معنی بیت : به او گفت که هستی که اینطور شادمان هستی و سوار بر سوارکار تند روِ باد هستی؟

[1]  -  معنی بیت : جواب داد: ای پیر، من سلیمان هستم که هم پیامبر خدا و هم پادشاهم.

[1]  -  معنی بیت :تمام سرزمین های دنیا و همه ی موجودات ؛ پریها و دیوها در هر جای دنیا که باشند، زیر حکم و دستور منند.پری: هر یک از زنان افسانه ای و اساطیری بسیار زیبا و لطیف را گویند. در بعضی اساطیر و افسانه ها، جن به شمار آمده است. پریان از عالم نامرئی و به نظر بعضی ها از جنس آتشند و انسان را می فریبند.(شریفی،محمد، فرهنگ ادبیات فارسی)

[1]  -  لاف: سخن بیهوده و بی اساس

[1]  -  قاف: کوهی افسانه ای و معروف برای بیان مکانی دست نایافتنی. معنی بیت : ای پیر، مرز و محدوده ی من بدون اغراق و لاف زدن، سرتاسر دنیا است (شرق تاشرق و قاف تا قاف؛ کنایه از تمامی مکانها)بنا بر اساطیر اسلامی آفرینش، رشته کوهی است که اطراف زمین را فراگرفته و کناره های آسمان برآن است. به روایتی نگاه دارنده ی زمین است.... کوه قاف از زمرّد سبز است و رنگ آسمان از اوست.... (فرهنگ ادبیات فارسی)

[1]  -  معنی بیت :من بر مملکت های روم و چین و یمن حکومت دارم. ببین اکنون باد در تسخیر و زیر سلطه ی من است. معروف است که همه ی موجودات و تمام عناصر زیر نظر و اراده و امر حضرت سلیمان بودند.

[1] -  پیر به او گفت: این چیزهایی که گفتی اگرچه اساس و بنیان خوبی دارد اما این اساس و بنیان هم پایدار و ماندنی نیست.

[1]  -  معنی بیت : هرچه دارایی و" بود" باشد، ببرباد می رود."بود"، در اینجا فعل نیست، اسم است به معنی مال.




طبقه بندی: آموزشی، اشعار شاعران،
[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 14:33 ] [ س ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



فیروزه سعادت یار
دانشجوی دکتری
زبان و ادبیات فارسی
مدرّس




ساده تر از خاکم و بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.

دل خوش کرده ام به جهان سکوتی

که میتوان سخن گفت اما

صدایی، صدای هراسناکی! نشنید!

مخاطب سخن های دوستدارانه ام،

گاهی خدا،

گاه برگزیدگان پاک

گاه فرزندان

و گاهی

خود ِ خویشتن ِ خودم.





نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : یک نفر
كل مطالب : عدد