ر هـــــا یــی

ر هـــــا یــی
قالب وبلاگ

معنی شعر باغ عشق

دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بنی        یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی

ای دل تا كی می خواهی در این دنیای نفس فریب این دلبستگی و آن دلبستگی را بخوری؟ *یك بار ،لحظه ای از این دنیای تاریك نفس بیرون بیا تا جهان واقعی را ببینی. *جهانی كه در آن هر دلی را كه می یابی، آن دل توانمند و باشكوه است .جهانی كه جان همه ی اهل آن شادمان است.*باغ عشق(جهان حقیقت)دنیاییست كه عقاب شكارگر دل ندارد و در اعماق این جهان نهنگی كشنده نیست تا جان تو را بستاند.(آزادگی از تعلّقاتی كه به یكباره آدمی را می رباید، از ویژگی های دنیای عشق واقعی است)

بقیه در ادامه

 *اگر وارد باغ عشق شوی همه را در خدمت دل می بینی و اگر از طریق دین وارد شوی همه را در حال آراستن جان می بینی.

 *اگر در این دنیا به تو زیانی جانی رسید، چه بسیار سرمایه و سودی كه از تحمّل آن درد و زیان به تو خواهد رسید.*تو ساعتی مثل فریدون (در راه دین و مبارزه با نفس)ثابت قدم باش تا پس از آن به هر طرف كه رو كنی پرچم های پیروزی و توفیق الهی را ببینی.

 *اگر هدایتگر تو زیبایی راه عشق و نیكویی درد دین باشد، جای تعجب نیست كه خود را  با بزرگان دین همراه ببینی.

*اگر به نعمت بخشی خداوند اعتقاد داری چرا خواسته هایت را از مردم می خواهی و اگر خداوند را دانای غیب ها می دانی چرا به سوی گناهان گرایش داری؟

*همه نعمتها را از سوی خداوند بدان نه در اثر عوامل مادی (اركان ،عناصر اربعه؛آب ، باد ، خاك ، آتش) زیرا از كوته نظری است اگر نوشته ای را كه حاصل اندیشه و خرد است، آن را اثر انگشتان بدانیم.

مانند بی خردان به مال و قدرت دنیایی خود مغرور مباش زیرا این (دارایی و قدرت)مانند هر بهاری به دنبال خود خزانی در پیش دارد.*اگر در اوج و بلندی در آسمان نهم هم باشی سرانجام به پایین می آیی و اگر در بلندی مثل ماه هم باشی سرانجام به ته چاه(قبر)خواهی افتاد *و اگر در طراوت و جوانی و شادابی مثل دریای از طراوت باشی، عاقبت تازگی ات را از دست خواهی داد و اگر مثل باغی از شادابی باشی دست آخر گرفتار پیری و خزان خواهی شد.

*چرا باید برای خوشبختی ات به خود بنازی و برای بدبختی خود بنالی، كه تا چشم به هم بزنی تمام آنها می گذرد.

*دیدی كه آلب ارسلان از قدرت و مقام چقدر به مقام بالا رسیده بود؟،حالا بیا در مرو(خراسان قدیم)ببین كه الب ارسلان در خاك گور فرو رفته است.

"در باره ی آلب ارسلان پادشاه مقتدر سلجوقی، گفته اند:قدی عظیم داشت، محاسنی دراز چنانك به وقت تیر انداختن گره زدی، كلاه دراز داشتی و بر تخت، روز بار، سخت مهیب بودی و باشكوه.از سر محاسن او تا سر كلاهش گویند دو گز بودی(راحه الصدور ص 117)آلب ارسلان با رومیان جنگید و قیصر بیزانس را اسیر كرد. در قلعه ای به نام برزم به دست قلعه بان آنجا كشته شد.

پیدای پنهان (پارادوكس یا متناقض نما)

كافری را غلامی بود مسلمان، صاحب گوهر:كافری غلامی اصیل و نجیب  داشت.

خداوندگارش: اربابش(همان كافر) تاس ها(تشت ، وسایل حمام) صحابه: یاران  - دوگانه: نماز صبح- نمی هلد: نمی گذارد.

خود، كس، اوست: او به نفس و خود انسان برمی گردد.

یعنی خودم نمی آیم بیرون(شیطنت درونی)همان طور كه تو خودت و نفست نمی گذارد به درون مسجد بیایی./فیروزه سعادت یار

  

 




طبقه بندی: آموزشی،
[ دوشنبه 4 آبان 1394 ] [ 12:40 ] [ س ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



فیروزه سعادت یار
دانشجوی دکتری
زبان و ادبیات فارسی
مدرّس




ساده تر از خاکم و بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.

دل خوش کرده ام به جهان سکوتی

که میتوان سخن گفت اما

صدایی، صدای هراسناکی! نشنید!

مخاطب سخن های دوستدارانه ام،

گاهی خدا،

گاه برگزیدگان پاک

گاه فرزندان

و گاهی

خود ِ خویشتن ِ خودم.





نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : یک نفر
كل مطالب : عدد