تبلیغات
ر هـــــا یــی

ر هـــــا یــی
 
قالب وبلاگ

    تنگ می شود دلم برای تلفظ سین  با تبسمی شیرین از لب های تب دار تو !

غصه می خورم برای غصه هایت که مجبوری شادمانی را فریاد کنی و هرچه دیوارهای سنگی صخره ها بگویند، باور کنی!

دلتنگ می شوم برای لبخند معصومانه ی درخت و نگاه حسرت آمیز ترانه  ی شرقی!

بگو چگونه به یادت بیاورم  دلخوشی های محکوم به اختناق را در لحظه های سنگ صخره های مرگ

نمی نویسم که بخوانی ،  

می نویسم که روزی تبریک بگویی کشف گنجینه ی تاریخی رنج قلب شکسته ام را که در تاریک ترین دالان های تاریخ مراقبشان بوده ام

و  حتی از هراس کم شدن این رنج، اشکی نریختم تا گنج رنجم کم شود! و من گم شوم در  انحنای غبار جاده های مبهوت سرد!

و بروم  با  هدیه ی اشک، دست های مبارک مهتاب را ببوسم تا دلخوشی اش را از من دریغ ندارد.

نه نمی روم از کسی چیزی بخواهم که نبودن تو را در من کم کند!  بگذارآشکار باشد که نبودنت مرگ لحظه های من است.

بگذار در آینده بدانی در دوردست تو،  از یادت به  مستی غریبی دلخوش بوده ام 

و از ندیدنت اشک خونینی در جگر ریخته  و  شاد بوده ام از بسته های  رنگارنگ درد

 

 

-----------------------------------

 

- عنوان مطلب، برگزین واژه هایی از شعر فروغ است.

- سین حرفی از کودکانه های شعر توست.

 

 

 




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 21:25 ] [ س ] [ کتیبه ی مخدوش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

فیروزه سعادت یار

کارشناس ارشد
زبان و ادبیات فارسی

مدرّس









ساده تر از خاکم و
بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی
و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.


دل خوش کرده ام به جهان سکوتی


که میتوان سخن گفت اما

صدایی،
صدای هراسناکی! نشنید!


مخاطب سخن های دوستدارانه ام،
گاهی خدا، گاه برگزیدگان پاک
گاه فرزندان
و گاهی
خود ِ خویشتن ِ خودم.


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان :
كل مطالب :