تبلیغات
ر هـــــا یــی

ر هـــــا یــی
قالب وبلاگ

این مطلب مربوط به خرداد 91 است.تاریخ را تمدید و دوباره ارسال می کنم.


"من سردم است" 

 از گرمای جان، برآمده ام

و از جامِ لبریز،  به سرآمده ام!

« گویا کسی جام وجودم را به سلامتی عزیزانش سرکشیده است! » 2

روزی گلستان،  معنای مقبول ما بود و اکنون که از حد گذشت سرمای جان، سلامت رفت از سرای جان!

حال آن که" دوست " برای "دوست" گفت: ای سوزاننده، سرد و با سلامت باش !

سپس شعری به جان ابراهیم سرود. ابراهیم در مقام رضا این سروده ی شوق، با چاقوی هیچ، بر جان اسماعیل، نوشت و قلم ننوشت! زیرا که اسماعیل، شاهانه بی نیاز بود از جامِ جانِ  بی شربتِ جانان! خدا جان را از دوستان خود نخواست، به بهانه ی هبه ی تسلیم و رضایت و تقوا برای اشاره به نشان بی خودی خاک. خدا جان را از موجودی سرسپرده تر از انسان گرفت! برای عفو جریان هبوط! برای رفع "من" از سر کوتاهی آزر و اهریمن و نمرود.

باری طاقت برنیارم اگر حقیقت دوست در من جاری نشود و جام دوست از جانم لبریز نه!

خدایا ببخش   بی درنگ!

که از سردی جان در طریق نیستی ام از تو! و حالیا من می ترسم از مردن بی تو


___________

1- جمله ی سطر اول درونِ نشانه، تضمینی از شعر فروغ  شده است:

« من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم!»

2- جمله ی درونِ  نشانه، از من نیست. پیامکی رایج است.

 




طبقه بندی: نوشته های خودم، خاطرات،
[ چهارشنبه 12 مهر 1396 ] [ 10:50 ] [ س ] [ آسمان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



فیروزه سعادت یار
دانشجوی دکتری
زبان و ادبیات فارسی
مدرّس




ساده تر از خاکم و بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.

دل خوش کرده ام به جهان سکوتی

که میتوان سخن گفت اما

صدایی، صدای هراسناکی! نشنید!

مخاطب سخن های دوستدارانه ام،

گاهی خدا،

گاه برگزیدگان پاک

گاه فرزندان

و گاهی

خود ِ خویشتن ِ خودم.





نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : یک نفر
كل مطالب : عدد