ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺳﮑﻮﺕ
درسﻭﺩﻝﻧﻮﺷﺖ

دست در دست غبار

              می چرخم چون باد

                            می گردم چون چرخ

          می پیچم بی تاب

                 در خاک و باد و غبار

                        در سنگ و دشت و حصار

له کرده به زیر پا

              گل های بی قرار

                           گم کرده در نسیم

                                               آلاله های دشت

                                             صدها هزار بار

                          صدها هزار بهار

                                            صدها هزار بهار

                                                             صدها هزار بار

 




دسته بندی: برداشت های شخصی و ایده ها، نقد، نوشته های خودم،
[ 30 اردیبهشت 91 ] [ 08:49 ب.ظ ] [ س ] [ آسمان ]

من بی می ناب زیستن نتوانم

بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده ی آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم

_____________

از جمله ی رفتگان این راه دراز

بازآمده کیست تا به ما گوید راز

پس بر سر این دو راهه ی آز و نیاز

تا هیچ نمانی که نمی آیی باز

_____________

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

وین یک دم عمر را غنیمت شمریم

فردا که از این دیر فنا درگذریم

با هفت هزار سالگان سر به سریم




دسته بندی: اشعار شاعران، مناسبت ها، آثار ادبی جهان، آموزشی،
[ 28 اردیبهشت 91 ] [ 06:00 ق.ظ ] [ س ] [ نظرات ]
  تصویرگری و نورپردازی و توصیف صحنه های مبارزه و دلاوری های ایرانیان در شاهنامه قابل توجه است.

فردوسی آنقدر هنرمندانه داستان های جاری بر زبان مردم را به شعر درآورده است که با خواندن هرکدام از آن ماجراها، احساسی ملّی آدمی را فرا می گیرد. در قسمتهای مختلف سروده هایش(اساطیری- تاریخی- حماسی) حق مطلب آن چنان که هست گزارده و شورآفرینی کرده است.

از نظرگاه من فردوسی روشنفکرانه راهی نو برای بهره گیری مردم از زبان و داستان های خود آفریده و مثل چندین فیلم سینمایی که در آن تمام عوامل و موارد، پیش بینی شده و مجموعه ای درخور ساخته است، مجموعه ی شگفت انگیز خود را پرداخته است.

در باب کار فردوسی بسیار سخن می توان نوشت و گفت. موضوعی که توجه مرا جلب کرده بود، پهلوانان مطرح شده در شاهنامه است که فردوسی با وقار و قدرت از آنها یاد می کند و چگونگی زندگی و دلاوری هایشان را بازآفرینی کرده است. پرورش عاطفی این جوانان توجه مرا برانگیخت و نوشتاری نوشته شد و در این جا فقط یک قسمت از سخنان یک نوجوان ایرانی را می آورم که در قسمتی از نوشتارم هست و خودم خیلی دوستش دارم.

(به لطف میهن بلاگ هرکاری کرده ام از صبح تا کنون، ادامه مطلب درج نشد!! )




دسته بندی: برداشت های شخصی و ایده ها، مناسبت ها،
[ 25 اردیبهشت 91 ] [ 06:11 ق.ظ ] [ س ] [ آسمان ]

شب تاریک کنار تو به سر می آید

نام زهرا به تو بانو چقدر می آید

آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده ست

خار هم پیش شما گل به نظر می آید

ونبوت به دوتا معجزه آوردن نیست

از کنیزان تو هم معجزه بر می آید

به کسی دم نزد اما پدرت می دانست

وحی از گوشه ی چشمان تو در می آید

پای یک  خط تعالیم تو بانو!  ولله

عمر صد مرجع تقلید به سر می آید

مانده ام تو اگر از عرش بیایی پایین

چه بلایی به سر اهل هنر می آید

مانده ام لحظه ی پیچیدن عطر تو به شهر

ملک الموت پی چند نفر می آید؟!

کاظم بهمنی




دسته بندی: مناسبت ها، اشعار شاعران،
[ 21 اردیبهشت 91 ] [ 05:02 ب.ظ ] [ س ] [ آسمان ]

شکسته نستعلیق دل


[ 16 اردیبهشت 91 ] [ 04:21 ب.ظ ] [ س ] [ آسمان ]

چون شقایقم می رویَم بی آن که مسیر آب را ببویم و نسیم را فراموش کنم. با صدای بی هوای نور آشنایم و لحن ماه، به نجواهای خاموشی پژواکم می دهد.  غوغای پرندگان جوان هر روز را می شنوم و اگرچه صبوری نتوانم از آوازهای پراکنده ی نگاه های دور! اما از دیدار نازداران و زیبارویان سرمستم  هم از آفرینش خدا در دست گرامی زمین!

سکوت سرخ

ذهن دردآشنای آگاه!

ادامه

 

 


ادامه مطلب

دسته بندی: تصاویر، نوشته های خودم،
[ 10 اردیبهشت 91 ] [ 09:16 ق.ظ ] [ س ] [ آسمان ]

نیامده بودی  نشانه ای به جز انتظار برایمان بگذاری

انتظار را اثر تو یافتیم حالا که هیچ اثری جز مهر از تو بر جای نیست!

حالا که سوز کلام دل سوختگان منتشر می شود در فضای جان و شکل می گیرد؛ غم و می بارد ابر

و دست بر سر می زند، در ، از بلای تنگنای دل و دیوار!

از هجوم صداهای به فریاد و ناله ی شبانه روز!

از غربت نبودن نگاه ناب پدر بر دست های عاطفه ی عطر گیسوان

بر تاول آه

 در دل چاه

از بغضی تنهاتر از آسمان و ماه !

 

کجاست؟       

کاش می دانستیم

 




دسته بندی: مناسبت ها، نوشته های خودم،
[ 4 اردیبهشت 91 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ س ] [ سوگ ]

دستور زبان عشق

دست عشق از دامن دل دور باد!
می‌توان آیا به دل دستور داد؟


می‌توان آیا به دریا حكم كرد
كه دلت را یادی از ساحل مباد؟


موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟


آنكه دستور زبان عشق را
بی‌گزاره در نهاد ما نهادَ


خوب می‌دانست تیغ تیز را
در كف مستی نمی‌بایست داد

امین پور


ادامه مطلب

دسته بندی: اشعار شاعران، مناسبت ها، آموزشی، تصاویر،
[ 2 اردیبهشت 91 ] [ 08:27 ب.ظ ] [ س ] [ آسمان ]

فکر می کنی بیهوده این همه شکوفه در فضای زندگی می روید؟

لبخند آسمان

بقیه ی تصویرهایی که وعده دادم.

نمای داخل لاله ی واژگون

 

ادامه را ببینید.


ادامه مطلب

دسته بندی: تصاویر،
[ 1 اردیبهشت 91 ] [ 08:50 ق.ظ ] [ س ] [ آسمان ]

سعدی بزرگ روزگار شاعری است شیدایی از سخنش می بارد عارف نیست، عاشق عارف است و سرخوشی و طراوت از کلامش آشکار است می بیند شیفته می شود! می خواند می میرد! می نویسد می بالد معنی می آفریند جلوه می بخشد رنگ می پردازد!

---

همکار گرامی  و ارجمند من  داد معرفی را داده اند در سایت نگارستان

 

اصل مطلب




دسته بندی: مناسبت ها، تصاویر، نوشته های خودم،
[ 1 اردیبهشت 91 ] [ 08:48 ق.ظ ] [ س ] [ نظرات ]

لابلای سنگ و پله های دانشگاه زبان های خارجی  صدایی از سکوی رویش مرا فراخواند

 و دیدم می شود گل کرد حتی لابلای سنگ! 

-------------  

تصویری  از یک گل شقایق که لابلای پله های توی حیاط دانشگاه روییده بود در ادامه مطلب


ادامه مطلب

دسته بندی: خاطرات، تصاویر، نوشته های خودم،
[ 27 فروردین 91 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ س ] [ آسمان ]

در لبخند رضایت  پاکان عاطفه  مطلبی بسیار زیبا

لطفا اگر نظری هست برای خود این وبلاگ بنویسید.

 

 




دسته بندی: مناسبت ها، آموزشی،
[ 27 فروردین 91 ] [ 06:00 ق.ظ ] [ س ] [ نظرات ]

حیف انسانم و می دانم تا همیشه تنها هستم

تکیه بر جنگل پشت سر

روبروی دریا هستم

ادامه مطلب


ادامه مطلب

دسته بندی: اشعار شاعران،
[ 26 فروردین 91 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ س ] [ نظرات ]
سوختی جانم چه می‌سازی مرا

بر سر افتادم چه می‌تازی مرا 

در رهت افتاده‌ام بر بوی آنک بوک بر گیری و بنوازی مرا
لیک می‌ترسم که هرگز تا ابد بر نخیزم گر بیندازی مرا
بنده‌ی بیچاره گر می‌بایدت آمدم تا چاره‌ای سازی مرا
چون شدم پروانه‌ی شمع رخت همچو شمعی چند بگدازی مرا
گرچه با جان نیست بازی درپذیر همچو پروانه به جانبازی مرا
تو تمامی من نمی‌خواهم وجود وین نمی‌باید به انبازی مرا
سر چو شمعم بازبر یکبارگی تا کی از ننگ سرافرازی مرا
دوش وصلت نیم شب در خواب خوش کرد هم خلوت به دمسازی مرا
تا که بر هم زد وصالت غمزه‌ای کرد صبح آغاز غمازی مرا
چو ز تو آواز می‌ندهد فرید تا دهی قرب هم آوازی مرا

ادامه مطلب

دسته بندی: آثار ادبی جهان، اشعار شاعران،
[ 25 فروردین 91 ] [ 07:52 ب.ظ ] [ س ] [ نظرات ]

ماه

می بارید نور با چهره ای کبود

دستی سیاه

بر روی ماه خطی گشوده بود!

خبطی کبود!!


ادامه مطلب

دسته بندی: تصاویر، نوشته های خودم،
[ 17 فروردین 91 ] [ 08:14 ق.ظ ] [ س ] [ نظرات ]

گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو

 

کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت           مـن و شراب فـرح بخش و یـار حـورسرشت

گــدا چــرا نـــزنـد لاف سلطنـت امــروز             که خیمه، سایه ی ابرست و بزمگه، لب کشت...

بقیه در ادامه

 


ادامه مطلب

دسته بندی: آثار ادبی جهان، اشعار شاعران، مناسبت ها، تصاویر،
[ 13 فروردین 91 ] [ 09:08 ق.ظ ] [ س ] [ نظرات ]

در انتظار رفتن به دیاری دیگر

می سوزد می برافروزد کاشانه ای تاریک را وقتی هیچ اثری از روشنی و نور نیست!

در ظلام جهول و در ثبوت ناپیدایی حق و در سکوت شناختن جان!

باری می سوزدم این نور ناب تر از درخشش هزار هزار مهتاب

تا بنگرم به سوختن و ساختن بی تاب دوباره ی دل

تا بشنوم از هستی عظمای عالم علوی

بمان به بند بندگی و نه در بند بندگی

این آشفتگی لاجرم

سامان ندارد!!

از ردیف ساکنان ساحل آرام درآمده ام

و می نشینم در انتظار مردن از بی خودی و جنون

  -----------------------

پی نوشت: این متن برای خودم است که به  آرزوی مادی نرسیدم و هیچ آرزوی دیگر مادی ندارم.


ادامه مطلب

دسته بندی: تصاویر، نوشته های خودم،
[ 7 فروردین 91 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ س ] [ نظرات ]
[ 7 فروردین 91 ] [ 10:40 ق.ظ ] [ س ] [ نظرات ]

یک آرایه ی زیبای دیگر:

آوردن واژه ای در بیت که از نظر صورت و معنی هم به قبل و هم به بعد خود مربوط بشود.

مثل:

به من بخش گرگین میلاد را

برون کن ز دل کین و بیداد را

و گرنه در این چه تو را بسته پای

به رخش اندر آرم شوم باز  جای

واژه ی پای هم مربوط می شود به پابست  بودن به دشمنی و بیداد  و هم مربوط می شود به پای به رخش درآوردن یعنی سوار بر اسب شدن

 

 




دسته بندی: آموزشی،
[ 6 فروردین 91 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ س ] [ نظرات ]

 

بهترین  طرز گاه شماری، ایرانی است و آن تقویم جلالی که به دستور سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش خوجه نظام الملک به همت گروهی از عالمان زمان مانند خیام نیشابوری و امام ابوالمظفر اسفزاری و خواجه عبدالرحمن خازنی و واسطی و محمدبن احمد معمودی بیهقی در روز جمعه دهم ماه رمضان471 هجری قمری مبدأ آن گذارده شد.

گاه شماری ایرانی بر پایه ی رفتار طبیعت تنظیم شده است که یکی از ویژگی های منحصر به فرد این تقویم در میان تمام کشورهاست.در تقویم جلالی  نوروز، با رسیدن خورشید به نقطه ی اعتدال بهاری آغاز می شود که همان لحظه ی تحویل سال است. ابوریحان بیرونی می گوید:  نخستین روز از ماه حمل را زین جهت روز نو نام کرده اند زیرا که پیشانی سال نو است.

چه خوب است که روزگارم با بهار بیاغازد از پس سرمای سنگ! چه نیکو اگر به مهر بنگرم تصاویر تازه ی جهان را دوباره در پویایی و سبزینگی

ادامه ای کوتاه:


ادامه مطلب

دسته بندی: مناسبت ها، آموزشی، تصاویر،
[ 3 فروردین 91 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ س ] [ نظرات ]

همه ی برگ ها : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره

فیروزه سعادت یار

کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی
دبیر ادبیات - مدرّس دانشگاه



ببینیدها را هم ببینید



نویسنده:
شمارگان
بازدیدامروز :
بازدیددیروز :
كل بازدیدها :
بازدیداین ماه :
ماه قبل :
همه ی نوشته ها:
بک لینک