ر هـــــا یــی

ر هـــــا یــی
قالب وبلاگ
استمرار قدرت خدا
در سیلان و انعقاد رگ های آفتاب
در قصر ستاره
در راهرو خیالهای ناب نیلوفران معصوم مهر
پشت پنجره های زیبای روشن




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ سه شنبه 1 آبان 1397 ] [ 12:28 ] [ س ] [ نظرات ]
دیگر آواز نمی خوانم
به سخره لبخند نمی زنم
و کودکانه سخن نمی گویم
و دستهایم را به اطراف نمی چرخانم
و پروازهای دروغ را تقلید نمی کنم
و لبهایم را برای کودکان زمین، ماهی نمی کنم.
دیگر تلخندهایم را
بر لبهای نازک و بی رنگ مهتاب
بی هوا جاری نمی کنم
تا تو آزاری نبینی
تا برای میهمانی های اشرافی
سرنیفکنی پایین
و نگاهت را به نقطه های کورِ دور، نیاندازی
و نشکنی از سادگی زشت و دردناک این درخت پرگل سرد!
از لحن ظریف پر غصه ی این باغ گمشده
دیگر باغی پرآواز نیست
اگر تو نخواهی



طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ پنجشنبه 5 مهر 1397 ] [ 12:20 ] [ س ] [ نظرات ]
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ پنجشنبه 15 شهریور 1397 ] [ 15:44 ] [ س ] [ نظرات ]
دلم که می گیرد
می خندد عروسک جادوگر راههای دور
می خواهد بگیرد از من بنفشه های رنگارنگ باغچه ام را
و ببرد بدوزد به کلاه بدرنگ نقاشی شده اش!!
می خواهد با بی رحمی
خشکشان کند
از من بکند
ببرد
پرپر کند
بریزد دور
نمی داند دستهای محکم خدا
متین است.
نمی داند موهای جادوگرانه اش
جاروی سیاه شیطان خواهد شد
و شیطان در دره های مرگ
خواااهد مرد
آفتاب خواهد تابید
باغچه، جان خواهد گرفت
و نفس های بنفشه ها
هر روز به شیوایی
به گوش خواهد رسید.




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ چهارشنبه 14 شهریور 1397 ] [ 20:50 ] [ س ] [ نظرات ]
سبز می شوی
خدا ترا نگاه می کند
لبخند مرده ات را دوباره تجلّی می دهد
در انحنای پنجاه ماهپاره، برمی رسی
دست هایت بوی گل می گیرد
دلت می لرزد
می نشینی از پس تکرارهای شلوغ جوانی
کوه می باید شوی
       صخره سنگ
                           دریا
                                 ماه
خدا ترا نگاه می کند.
و لبخندت شکن می اندازد به گوشه های چشم
کم کم
ستاره ها تکیه می دهند به سنگ های ساحل دریای تو



طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ یکشنبه 11 شهریور 1397 ] [ 19:44 ] [ س ] [ نظرات ]
هیچ چیز نمی شود برداشت
بی توشه باید بود
بیابانی که بر سر راه است،
تو را
بی زاد می خواهد
تا بمیری
خاک شوی
پست و بی مقدار
آن وقت
به دست هیولای باد
به سمت افلاک راه باز کنی
تا عقول عشره
تا بلندای برین
تا دشت مهرآذین



طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ شنبه 20 مرداد 1397 ] [ 15:06 ] [ س ] [ نظرات ]

آنروز

 آمدی پناه بگیری

از تمام تنگ نظریهای روزگار جسمانی موهوم مرگ آلود

وقتی دندانه های خشم

و دست کفتارهای مرگ

به خون شقایق ها آمیخت

و هر دم دهانشان باهوسهایی آتشین

برای نیشزهر تو باز و بسته می شود،

شیطان فاتحانه قهقهه سر می دهد روبروی  تو

بر سریانی لزج

به سمت و سوی پنجه های عفونت بار مردی رنگی

و تو باز می گردی به رویش دعا

بر دست همان ماهپاره ای که تو را بر زمین گذاشت!




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ دوشنبه 1 مرداد 1397 ] [ 23:54 ] [ س ] [ نظرات ]
گلهای حیاط مادر

ای روزهای پاک


برگهای فلسفی تاک:)

سبز ناب



و افطاری های آسمانی کنار مادر


افطار بامادر




طبقه بندی: خاطرات، تصاویر،
[ جمعه 15 تیر 1397 ] [ 19:46 ] [ س ] [ نظرات ]

مرگ

         مثل نگاه های

                       دندانه دار توست

                         بر جگر تکه تکه ام




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ پنجشنبه 31 خرداد 1397 ] [ 22:21 ] [ س ] [ نظرات ]

خسوف ماهتاب دیده ای؟

شکستن حباب روی آب را شنیده ای؟

سیاه شد سپیدی قشنگ ماه من!

تباه شد تمام چشمه سارها ز آه من

پریده از سرت تمام خاطرات من!

بریده از دلت تمام التماس من

نگو که نیست ماهتاب

نگو که چیست نقش آب!

بیا به باور نگاه ماهتاب من

بیا به چشمة زلال دشت ناب من

بیا بخوان  سرود سرد آفتاب روشنت

بیا که تا بگردمت به دور بغض مبهمت




برای فرزند




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ چهارشنبه 16 خرداد 1397 ] [ 23:42 ] [ س ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 36 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ



فیروزه سعادت یار
دانشجوی دکتری
زبان و ادبیات فارسی
مدرّس




ساده تر از خاکم و بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.

دل خوش کرده ام به جهان سکوتی

که میتوان سخن گفت اما

صدایی، صدای هراسناکی! نشنید!

مخاطب سخن های دوستدارانه ام،

گاهی خدا،

گاه برگزیدگان پاک

گاه فرزندان

و گاهی

خود ِ خویشتن ِ خودم.





نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : یک نفر
كل مطالب : عدد