تبلیغات
رنج رها

رنج رها
آزادی، نشانه ی هستی خدا
قالب وبلاگ
حق،
نخواستن ناراستی ها
اثبات مهربانی
عدالت خواهی سرخ!
احترام آب!
زیبایی و شکوه و آرامش الهی خانواده از گرمی محبتش
برادرهای ماه
آه از دمی که می تپید به خون آن شاه!



طبقه بندی: نوشته های خودم، مناسبت ها،
[ پنجشنبه 14 شهریور 1398 ] [ 17:46 ] [ س ] [ نظرات ]
می شود ترانه ای شد و نخواند!
می شود مثل باران بود و نباراند!
می شود با لباسی سیاه، به محفل گرم ستاره رفت
و می شود نماز خواند به قامت خمیده و تکیده ات!



طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ چهارشنبه 2 مرداد 1398 ] [ 17:42 ] [ س ] [ نظرات ]
هر روز 
 نسیمی ملایم
مرا روانه ی تو می کند
خوش ناک و فرح افزا
ستاره های باقی مانده ی شب گذشته ام را
در پیچش دل، گنجینه می سازم
نور در دل حزینم می پیچد
صدای خدا را هر لحظه می نوشم
محو آفرینشت
غرق در ابهت گرفتگی مخصوصی می ماااانم
تا کجا، اشتیاق من
لانه کند
بر شاخسار رفیع تو

فیروزه ۳۰تیر۹۸

[ یکشنبه 30 تیر 1398 ] [ 11:31 ] [ س ] [ آرزو ]
سنگ می بااارد!!
آه می بالد!


[ پنجشنبه 16 خرداد 1398 ] [ 01:08 ] [ س ] [ نظرات ]
بر دستهایم
پرید
پرواز آغاز شد 
صدای نور می وزید
خورشید پروانه را فراخواند
تا دوردست های خاکستری دشت
تا آه سرنوشت شمع
و سکوت سیّار ظلمی سیاه 
ابرهای تاریک
حالا می گریند برای سایه های درد خشکسالی مهر




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ یکشنبه 12 خرداد 1398 ] [ 01:16 ] [ س ] [ نظرات ]

می لغزد مهر
بر تنی سپید و رنجور
ذره های نور از روزن پنجره های مشبک می ریزد توی اتاقی کوچک
خدا نگاه می کند
و نقش می زند
بسم الله الرحمن الرحیم.


[ جمعه 14 دی 1397 ] [ 02:06 ] [ س ] [ نظرات ]
استمرار قدرت خدا
در سیلان و انعقاد رگ های آفتاب
در قصر ستاره
در راهرو خیالهای ناب نیلوفران معصوم مهر
پشت پنجره های زیبای روشن




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ سه شنبه 1 آبان 1397 ] [ 12:28 ] [ س ] [ نظرات ]
دیگر آواز نمی خوانم
به سخره لبخند نمی زنم
و کودکانه سخن نمی گویم
و دستهایم را به اطراف نمی چرخانم
و پروازهای دروغ را تقلید نمی کنم
و لبهایم را برای کودکان زمین، ماهی نمی کنم.
دیگر تلخندهایم را
بر لبهای نازک و بی رنگ مهتاب
بی هوا جاری نمی کنم
تا تو آزاری نبینی
تا برای میهمانی های اشرافی
سرنیفکنی پایین
و نگاهت را به نقطه های کورِ دور، نیاندازی
و نشکنی از سادگی زشت و دردناک این درخت پرگل سرد!
از لحن ظریف پر غصه ی این باغ گمشده
دیگر باغی پرآواز نیست
اگر تو نخواهی



طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ پنجشنبه 5 مهر 1397 ] [ 12:20 ] [ س ] [ نظرات ]
دلم که می گیرد
می خندد عروسک جادوگر راههای دور
می خواهد بگیرد از من بنفشه های رنگارنگ باغچه ام را
و ببرد بدوزد به کلاه بدرنگ نقاشی شده اش!!
می خواهد با بی رحمی
خشکشان کند
از من بکند
ببرد
پرپر کند
بریزد دور
نمی داند دستهای محکم خدا
متین است.
نمی داند موهای جادوگرانه اش
جاروی سیاه شیطان خواهد شد
و شیطان در دره های مرگ
خواااهد مرد
آفتاب خواهد تابید
باغچه، جان خواهد گرفت
و نفس های بنفشه ها
هر روز به شیوایی
به گوش خواهد رسید.




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ چهارشنبه 14 شهریور 1397 ] [ 20:50 ] [ س ] [ نظرات ]
سبز می شوی
خدا ترا نگاه می کند
لبخند مرده ات را دوباره تجلّی می دهد
در انحنای پنجاه ماهپاره، برمی رسی
دست هایت بوی گل می گیرد
دلت می لرزد
می نشینی از پس تکرارهای شلوغ جوانی
کوه می باید شوی
       صخره سنگ
                           دریا
                                 ماه
خدا ترا نگاه می کند.
و لبخندت شکن می اندازد به گوشه های چشم
کم کم
ستاره ها تکیه می دهند به سنگ های ساحل دریای تو



طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ یکشنبه 11 شهریور 1397 ] [ 19:44 ] [ س ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


فیروزه سعادت یار
دانشجوی دکتری
زبان و ادبیات فارسی
مدرّس




ساده تر از خاکم و بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.

دل خوش کرده ام به جهان سکوتی

که میتوان سخن گفت اما

صدایی، صدای هراسناکی! نشنید!

مخاطب سخن های دوستدارانه ام،

گاهی خدا،

گاه برگزیدگان پاک

گاه فرزندان

و گاهی

خود ِ خویشتن ِ خودم.





نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : یک نفر
كل مطالب : عدد