تبلیغات
ر هـــــا یــی

ر هـــــا یــی
 
قالب وبلاگ



دریا و کوه و باغ و بیابان عوض شده ست
رفتار باستانی باران عوض شده ست

بر خار و خاره ناله‌کنان می‌دود به‌درد
هیهای بادهای پریشان عوض شده ست

دیگر مکن به گفته تقویم اعتماد
پاییز با بهار و زمستان عوض شده ست

موسیقی ملایم امواج در نسیم
با ضجه‌های وحشی طوفان عوض شده ست

این خاک پوک کرده دهان وا که گویدت
مفهوم چاله‌های خیابان عوض شده ست

جغرافیای جنگل و دریا و دشت بود
وقتی که مُرد روح درختان، عوض شده ست

او گریه می‌کند به مگس‌های منقرض
شکل ریای مردم دوران عوض شده ست!

او فکر می‌کند به رهایی رسیده...آه
زنجیرهای کهنه انسان عوض شده ست!






طبقه بندی: اشعار شاعران،
[ سه شنبه 21 دی 1395 ] [ 19:07 ] [ س ] [ نظرات ]

سرد ِ گرم


شاعر: مهدی میچانی فراهانی


من که دیگر نیستم حالا چه فرقی می‌کند؟

بی حضور یک نفر دنیا چه فرقی می‌کند؟


لا به لای ازدحام این همه بود و نبود

هستی‌ام با نیستی آیا چه فرقی می‌کند؟


با شما هستم شمایی که مرا نشنیده‌اید!

با شما خانم و یا آقا چه فرقی می‌کند؟


این‌که هر شب یک نفر از خویش خالی می‌شود

واقعاً در چشم آدم‌ها چه فرقی می‌کند؟


من به هر حال آمدم تا با تو باشم مهربانِ

واقعیٌت باش یا رویا چه فرقی می‌کند؟


واقعیت باش، رویا باش یا اصلاً نباش!

من که دیگر نیستم حالا چه فرقی می‌کند؟





طبقه بندی: اشعار شاعران، تصاویر،
[ جمعه 3 دی 1395 ] [ 16:43 ] [ س ] [ نظرات ]

پاییز می رود

روزهای درهم و برهم بی تو را

شمردن، طاقت نیست.

جوجه های پراکنده

زیر و روی مطبخ سرد!

مثل آذر و دی

مدام جا عوض می کنند




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ جمعه 19 آذر 1395 ] [ 13:49 ] [ س ] [ نظرات ]



باری

می خواهم بیایم باز


شوریدگی و شور سازم آغاز



[ جمعه 28 آبان 1395 ] [ 13:47 ] [ س ] [ نظرات ]
[ چهارشنبه 28 مهر 1395 ] [ 13:30 ] [ س ] [ نظرات ]
بودم و ....


طبقه بندی: تصاویر،
[ سه شنبه 2 شهریور 1395 ] [ 14:58 ] [ س ] [ نظرات ]

بدون شرح





طبقه بندی: تصاویر،
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 14:35 ] [ س ] [ نظرات ]

مناجات نامه 29تیر

 

بارا الها بی تو، هیچم دست آویز نه.با تو،همه عمرم شورانگیز.

خدایا اگر نخواستیم رسیدن به عزت وجاه، ماندنم در بحر قدرت دنیاییت،چراست؟

بارا ربا،

 اگر نخواستیم دادن نعمت، اینهمه نقمت از کجا خاست

الها، درافتاده ام به کوی عظمتت، خاک آلود و غریب!وامانده ام از کاروان دوستانت، سخت، بعید!

دستم گیر که از جان، مانده ام و عذرم بپذیر که تویی دستگیر!




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ پنجشنبه 7 مرداد 1395 ] [ 23:09 ] [ س ] [ نظرات ]
الهی اگر دل رنگی است، سنگی  است و اگر بنده مجرم است ، زخمی  است.
خدایا اگر ندانسته می روم، معذورم که چشم بربسته ام از رنج روزگار
باری ربّا اگر مخمور و مغمومم! خفته بر مسیر شیدایی توام،
بارا ربّا رحمت فرست و بازنگر که در آوارگی جامانده از کاروان دوستداران توام.




طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ سه شنبه 8 تیر 1395 ] [ 06:02 ] [ س ] [ نظرات ]

 

می گرید در من کسی

کسی که نگران آمدنت است

کسی که دل تهی کرده است از هرچه غیر عشق!

کسی که دلگرفته ی توست

روزی  خواهی آمد،

آن روز



 


ادامه مطلب

طبقه بندی: نوشته های خودم،
[ شنبه 1 خرداد 1395 ] [ 11:38 ] [ س ] [ ظهور ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

ورق بزنید : 34 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

فیروزه سعادت یار

کارشناس ارشد
زبان و ادبیات فارسی

مدرّس









ساده تر از خاکم و
بی پیرایه ترم از باد

و از برداشت های ذهنی
و مغرضانه ی

برخی صاحبانِ تعصّب، مبرّا.


دل خوش کرده ام به جهان سکوتی


که میتوان سخن گفت اما

صدایی،
صدای هراسناکی! نشنید!


مخاطب سخن های دوستدارانه ام،
گاهی خدا، گاه برگزیدگان پاک
گاه فرزندان
و گاهی
خود ِ خویشتن ِ خودم.


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان :
كل مطالب :